(سفر نامه ی ِ اروپا بخش ِ هشتم)
وقت ِ محلی:7:30pm
سلام.
بارسلون شهر ِ جالبی است.تغريبا همه انگليسی را می فهمند و ديگر مشکل ِ خاصی از نظر ِ زبان نداريم.هتل ِ خوب و تميزی داريم به اسم ِ گوتنبرگ.اما هنوز هم با خانواده مشکل دارم!!!امروز بخش ِ وسيعی از بارسلون را دور زديم.اتوبوس های ِ خاص ِ توريستی وجود دارد که کار را راحت می کند.به باغ ِ وحش ِ بارسلون رفتيم.عظيم و زيبا بود.به موزه ی پيکاسو هم رفتم که خيلی عالی بود و تعدادی کارت پستال برای ِ عزيزانم خريدم.ديشب دوباره به پريسا e-mail زدم.نمی دونم به دستش رسيده يا نه!به دستت رسيده؟؟
اين جا همه چيز خيلی گرونه!هنوز برای ِ کلی از دوستام چيزی نخريدم و پولام هم ته کشيدن.نمی دونم چی کار کنم.
اگه همين پول رو تو ايران خرج کرده بودم،حالا کلی چيز خريده بودم.
مردم ِ بارسلون کلا Open mind هستند!!توضيح ِ اين نکته رو بايد شفاهی به عرض برسانم!
از صبح تا الان بيرون بوديم و الان همه خسته هستند و خوابيدند.نمی دونم چی کار کنم.خوابم نمی ياد.اما ظاهرا من هم مجبورم بخوابم.اگه پولام ته نکشيده بود،شايد می رفتم بيرون يه گشتی بزنم.
اما...
من الان فقط به برگشتن فکر می کنم و برنامه ی دويدن و پياده روی ِ منظم و جشن ِ بزرگی برای ِ آقای ِ پهلوان.چند شبِ پيش که مادريد بوديم،بچه های ِ يک مدرسه برای ِ معلمشون ،تو رستوران جشن گرفته بودند.به ياد ِ فيلم ِ مادادايو افتادم.منم هوس کردم همچين کاری انجام بدم...
دريا به هتل نزديکه و يک خيابان ِ توريستی هم همين نزديکی است.کلا بارسلون مثل ِ اين که شهر ِ عشق و حالشونه!يه جورايی شيرازِشونه!!!البته خب نه با مردم ِ شيراز.يکی از نماد های ِ شهر،علامت ِ "خر"است...
پوستر ها و جاکليدی ها و فندک ها و لباس های ِ "ارنستو چه گوارا" همه جا هست.ولی باز هم خيلی گرون!
پرچم ِ بزرگ ِ عکسش،17 يورو است.(الان يورو حدودا 1250 تومان است.)تازه اگه بخرم هم،همه می گن:بچه جو گرفتتش!
اين طوری نيست!اگر هم باشه،به نظر ِ من اشکالی نداره.
اگه يه روز يه عالمه پول داشتم،کلی حال می کنم!همين!(اين يک جور غيب گويی ِ ويژه بود!!!)
می ترسم اگه يه روز بتونم هر چی که خواستم بخرم،ديگه نخوام که هيچ چيز بخرم...
به هر حال،ناشدنی،نگفته بهتر...
به هاشم فکر می کنم،خيلی زياد.
و به پريسای ِ عزيز ...
به آرامش هم...گاهی،گاهکی فکر می کنم.
آرامش...!اما من فکر کنم تو گور پيداش می کنم...فکر که نه!تقريبا مطمئنم...
محمد فلاح نيا
4/1/84
وقت ِ محلی:7:30pm
سلام.
بارسلون شهر ِ جالبی است.تغريبا همه انگليسی را می فهمند و ديگر مشکل ِ خاصی از نظر ِ زبان نداريم.هتل ِ خوب و تميزی داريم به اسم ِ گوتنبرگ.اما هنوز هم با خانواده مشکل دارم!!!امروز بخش ِ وسيعی از بارسلون را دور زديم.اتوبوس های ِ خاص ِ توريستی وجود دارد که کار را راحت می کند.به باغ ِ وحش ِ بارسلون رفتيم.عظيم و زيبا بود.به موزه ی پيکاسو هم رفتم که خيلی عالی بود و تعدادی کارت پستال برای ِ عزيزانم خريدم.ديشب دوباره به پريسا e-mail زدم.نمی دونم به دستش رسيده يا نه!به دستت رسيده؟؟
اين جا همه چيز خيلی گرونه!هنوز برای ِ کلی از دوستام چيزی نخريدم و پولام هم ته کشيدن.نمی دونم چی کار کنم.
اگه همين پول رو تو ايران خرج کرده بودم،حالا کلی چيز خريده بودم.
مردم ِ بارسلون کلا Open mind هستند!!توضيح ِ اين نکته رو بايد شفاهی به عرض برسانم!
از صبح تا الان بيرون بوديم و الان همه خسته هستند و خوابيدند.نمی دونم چی کار کنم.خوابم نمی ياد.اما ظاهرا من هم مجبورم بخوابم.اگه پولام ته نکشيده بود،شايد می رفتم بيرون يه گشتی بزنم.
اما...
من الان فقط به برگشتن فکر می کنم و برنامه ی دويدن و پياده روی ِ منظم و جشن ِ بزرگی برای ِ آقای ِ پهلوان.چند شبِ پيش که مادريد بوديم،بچه های ِ يک مدرسه برای ِ معلمشون ،تو رستوران جشن گرفته بودند.به ياد ِ فيلم ِ مادادايو افتادم.منم هوس کردم همچين کاری انجام بدم...
دريا به هتل نزديکه و يک خيابان ِ توريستی هم همين نزديکی است.کلا بارسلون مثل ِ اين که شهر ِ عشق و حالشونه!يه جورايی شيرازِشونه!!!البته خب نه با مردم ِ شيراز.يکی از نماد های ِ شهر،علامت ِ "خر"است...
پوستر ها و جاکليدی ها و فندک ها و لباس های ِ "ارنستو چه گوارا" همه جا هست.ولی باز هم خيلی گرون!
پرچم ِ بزرگ ِ عکسش،17 يورو است.(الان يورو حدودا 1250 تومان است.)تازه اگه بخرم هم،همه می گن:بچه جو گرفتتش!
اين طوری نيست!اگر هم باشه،به نظر ِ من اشکالی نداره.
اگه يه روز يه عالمه پول داشتم،کلی حال می کنم!همين!(اين يک جور غيب گويی ِ ويژه بود!!!)
می ترسم اگه يه روز بتونم هر چی که خواستم بخرم،ديگه نخوام که هيچ چيز بخرم...
به هر حال،ناشدنی،نگفته بهتر...
به هاشم فکر می کنم،خيلی زياد.
و به پريسای ِ عزيز ...
به آرامش هم...گاهی،گاهکی فکر می کنم.
آرامش...!اما من فکر کنم تو گور پيداش می کنم...فکر که نه!تقريبا مطمئنم...
محمد فلاح نيا
4/1/84
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر