
(*سفر نامه ی ِ اروپا بخش ِ بيست و سوم)
وقت ِ محلی: 7:10pm
درود.
الان با هاسم تماس گرفتم.خيلی عجول است.تا آمدم حرف بزنم،قطع کرد!
د ر واتيکان مجسمه هايي از آثار ِميکل آنژ وجود داشت که معروف ترينش مجسمه ای بود که مريم ،مسيح را روی ِ دو دست ِخود گرفته است.اين اثر به پيتا معروف است.اين مجسمه واقعا زيبا و با شکوه است.
آن جا بزرگ و با عظمت بود،اما نه برای ِ من...چه طور می تونم چيزی رو هنر بدونم که خالقش خودش از اين جور کار های ِ سفارشی،بيزار بوده!؟ميکل آنژ حتی نتونست کاری مثل ِ پيروزی رو که می خواست برای ِ خودش بسازه،به پايان ببره.هميشه بايد تابع ِ دستورات ِ اين و آن می بود.اين خود خواه می مرد و بعدی دستور ِ جديدی می داد!هر کس می خواست مجسمه اش از ديگری با شکوه تر و مقبره اش بزرگ تر باشد...
افراد ِزيادی در حياط ِ آن جا جمع شده بودند و روبروی ِ پنجره ای هلهله و شادی می کردند.پاپ ژان پل ِ دوم،که در بستر ِ مرگ بود،چند دقيقه ای از آن جا برای ِ مردم ، صحبت کرد و دست تکان داد.
احمقانه بود!
محمد فلاح نيا
13/1/87
وقت ِ محلی: 7:16pm
(*عکس:ورودی کليسای ِ سنت پيترو)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر