۱۳۸۷ آذر ۸, جمعه


(سفر نامه ی ِاروپا بخش ِ بيست و دوم)
وقت ِ محلی: 6:43pm
درود.
از وقتی وارد ِ رم شديم،درست ننوشته ام.چون رم را خيلی دوست نداشتم.بنا بر اين از اول شروع می کنم.
روز ِ اول که با قطار رسيديم،در همان ايستگاه ِ راه آهن،در يک کافه صبحانه خورديم.قهوه و شيرينی.بعد هم منتظر شديم تا پدر و مهسا هتل پيدا کنند.هتل ِ بدی نبود.اما عالی هم نبود.کارکنانش برخورد ِ چندان جالبی نداشتند.نهار را در يک رستوران ِ نزديک ِ هتل خورديم و چون از غذای ِ دريايی ِ شب ِ قبل در ونيز خيلی خوشم آمده بود،باز هم پاستا با غذای ِ دريايی خوردم.اما کلاه سرم رفت!غذايش واقعا افتضاح بود!عصر ِ همان روز پياده در رم گردش کرديم.اطراف ِکلوزيوم رفتيم اما آن روز عصر ،داخل ِکلوزيوم نرفتيم.اطراف ِ کلوزيوم ، آثار باستانی ِ زيادی برای ِ ديدن هست،اما برای ِ من چندان جذابيتی نداشتند.چون هيچ چيز در مورد ِ آن ها نمی دانستم.اکثرا هم خرابه هايی بودند که انگيزه ای در من بر نمی انگيختند.
شب به چشمه ی ِ فنتانا رفتيم.مقبره ی ِ کِلِمنتس ِ نمی دانم چندم هم آنجاست!آب نمايی است با مجسمه های ِ زيبا که توريست ها شب ها در آن جا دور ِ هم جمع می شوند.
صبح ِ فردا ی ِ آن شب در هتل صبحانه خورديم و به واتيکان رفتيم.کليسای ِ جامع ِ سنت پيترو را ديديم که دور تا دور ِ آن مجسمه های ِ پاپ ها و اسقف ها و کاردينال ها بود...
از آثار ِ ميکل آنژ هم چند تايی آن جا بود.
فعلا تا گاه ِ ديگر،
بدرود...

محمد فلاح نيا
13/1/84
وقت ِ محلی: 6:54pm
(*عکس:پيتا اثر ميکل آنژ –کليسای ِ سنت پيترو)

هیچ نظری موجود نیست: