۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

سفرِ كرمانشاه - تابستانِ 88 ( قسمتِ دوم )



امروز عصر حدود ِ ساعت ِ6 عصر با کاوه برای ِ گشت و گذار در شهر ،بيرون رفتيم.تعدادی از خيابان هایِ شهر که محلِ گشت و گذارِ اهالی شهر است را ديديم . بستنی خورديم و بعد به بازارِ سنتی رفتيم . بازار کمی بی نظم ، اما زنده بود . در بخشی که ما وارد ِ بازار شديم ، شرينی فروش ها شيرينی هایِ مخصوصِ کرمانشاه را که تازه و گرم بود ، تعارف می کردند . نان برنجیِ كرمانشاه با روغنِ محلی ... بویِ شيرينیِ داغ مشام را نوازش می کرد .کاوه دو تا شرينی برداشت و خورديم .

از زيبا ترين بخش هایِ بازار، خياطی ها و مغازه هایِ فروشِ لباسِ زنانه یِ کردی بود . لباس هایِ هزار رنگ و شاد از در و ديوار آويزان بودند.

بعد از بازار به پاساژ ارگ رفتيم که فکر کنم بزرگ ترين مرکز خريدِ شهر است . خريد هایِ جزئی کردم و بعد با هم به خانه آمديم.

دوش گرفتم ، شام خورديم ، فيلم ديديم و کمی از آينده و سرنوشت سخن گفتيم . حالا هم که مرضيه گوش می کنيم و برایِ صبحِ ديگری آماده می شويم.

محمد فلاح نيا
19/4/88
Time:12:38 am

هیچ نظری موجود نیست: