(سفر نامه ی ِ اروپا بخش ِ دهم)
وقت ِ محلي:10:00pm
سلام.
در قطار ِ بارسلون به پاريس هستم و باز هم مرضيه گوش مي کنم.دست خط ِ من کلا خوب نيست،به خاطر ِ حرکت ِ قطار بد تر هم مي شود.در حدود ِ 12 ساعت راه است.بالاخره کتاب ّ سالوادور دالي" را خريدم.بابا برايم خريد.چند ساعتي هم در مصرف کردن صرفه جويي کردم و الان حدودا 10 يورو پول دارم!!هنوز نه براي ِ بهزاد چيزي خريدم،نه براي ِ رضا،نه براي ِ بهروز و يوسف!براي ِ بقيه هم البته چيز ِ خاصي نخريدم!اما خب يه چيزايي خريدم.اما کوچيکه و مطمئن نيستم که خوششون بياد يا نه...
گيريم که اوني که منو دوست داره،مي دونه من هميشه و همه جا به يادشم.و مي دونه که در مسائل ِ مادي هم اگه چيزي داشته باشم،لذت ِ من در اينه که با هم خرج کنيم...
چند روزه غذا هاي ِ برگر کينک و مک دونالد مي خورم.برگر کينگ خيلي بهتره.اما کلا سيستم ِ Fast Food واقعي است ديگه!سريع تحويل بگير،سريع بخور،سريع هم برو!اين طوري نيست که کسي برات غذا رو بياره و کسي دور ِ ميزت باشه که بخواي بهش دستور بدي...فقط پاي ِ صندوق کار کنان رو مي بيني...
چيز ِ جالبي که اين فست فود ها داره و توي فست فود هاي ِ دوبي نديده بودم،سرو کردن ِ آبجو است...که خيلي خوبه!هر وعده غذاي ِ خانواده ،اگه از فست فود استفاده کنيم،50 يورو مي شود.
در قطار تخت دارم براي ِ استراحت.من و بابا در يک کوپه هستيم.صبحانه هم روي ِ بهاي ِ بليط حساب شده.سيستم ِ جالبي است به اسم ِ "Tran Hotel"...کوپه ي ِ ما سرويس بهداشتي ِ جدا دارد و تغريبا همان خدماتي را که در هتل ارائه مي دهند ،اين جا هم ارائه مي دهند...بوفه ي خوبي هم دارد و همچنين در اين بخش سيگار کشيدن ممنوع است!که خيلي خوب است!!!
ته بليط ِ مادريد به بارسلون را نگه داشتم،از بليط هاي ِ مترو هم نمونه آوردم.امروز عصر هم به پارک ِ "گوئل" رفتيم که شاهکار ِ ديگري از "گائودي" است.جاي ِ زيبايي بود.گائودي و دالي،با هم دوست بوده اند.دو تا کارت پستال آن جا خريدم.جاي ِ با حالي بود.کلي عکس گرفتم که ديدن ِ آن ها خيلي بهتر از اين است که تعريف کنم.
حرف ِ خاص ِ ديگري به ذهنم نمي رسد.
تا گاه ِ ديگر،بدرود...
محمد فلاح نيا
5/1/84
وقت ِ محلي:10:00pm
سلام.
در قطار ِ بارسلون به پاريس هستم و باز هم مرضيه گوش مي کنم.دست خط ِ من کلا خوب نيست،به خاطر ِ حرکت ِ قطار بد تر هم مي شود.در حدود ِ 12 ساعت راه است.بالاخره کتاب ّ سالوادور دالي" را خريدم.بابا برايم خريد.چند ساعتي هم در مصرف کردن صرفه جويي کردم و الان حدودا 10 يورو پول دارم!!هنوز نه براي ِ بهزاد چيزي خريدم،نه براي ِ رضا،نه براي ِ بهروز و يوسف!براي ِ بقيه هم البته چيز ِ خاصي نخريدم!اما خب يه چيزايي خريدم.اما کوچيکه و مطمئن نيستم که خوششون بياد يا نه...
گيريم که اوني که منو دوست داره،مي دونه من هميشه و همه جا به يادشم.و مي دونه که در مسائل ِ مادي هم اگه چيزي داشته باشم،لذت ِ من در اينه که با هم خرج کنيم...
چند روزه غذا هاي ِ برگر کينک و مک دونالد مي خورم.برگر کينگ خيلي بهتره.اما کلا سيستم ِ Fast Food واقعي است ديگه!سريع تحويل بگير،سريع بخور،سريع هم برو!اين طوري نيست که کسي برات غذا رو بياره و کسي دور ِ ميزت باشه که بخواي بهش دستور بدي...فقط پاي ِ صندوق کار کنان رو مي بيني...
چيز ِ جالبي که اين فست فود ها داره و توي فست فود هاي ِ دوبي نديده بودم،سرو کردن ِ آبجو است...که خيلي خوبه!هر وعده غذاي ِ خانواده ،اگه از فست فود استفاده کنيم،50 يورو مي شود.
در قطار تخت دارم براي ِ استراحت.من و بابا در يک کوپه هستيم.صبحانه هم روي ِ بهاي ِ بليط حساب شده.سيستم ِ جالبي است به اسم ِ "Tran Hotel"...کوپه ي ِ ما سرويس بهداشتي ِ جدا دارد و تغريبا همان خدماتي را که در هتل ارائه مي دهند ،اين جا هم ارائه مي دهند...بوفه ي خوبي هم دارد و همچنين در اين بخش سيگار کشيدن ممنوع است!که خيلي خوب است!!!
ته بليط ِ مادريد به بارسلون را نگه داشتم،از بليط هاي ِ مترو هم نمونه آوردم.امروز عصر هم به پارک ِ "گوئل" رفتيم که شاهکار ِ ديگري از "گائودي" است.جاي ِ زيبايي بود.گائودي و دالي،با هم دوست بوده اند.دو تا کارت پستال آن جا خريدم.جاي ِ با حالي بود.کلي عکس گرفتم که ديدن ِ آن ها خيلي بهتر از اين است که تعريف کنم.
حرف ِ خاص ِ ديگري به ذهنم نمي رسد.
تا گاه ِ ديگر،بدرود...
محمد فلاح نيا
5/1/84
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر